سلام هشترود

نگاهی گذرا به تاریخچه شهرستان هشترود
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٩
 

شهرستان هشترود در سال 1321 دهکده ای بود در دامنه آفتابگیر رود خانه سراسکندرود ایندهکده دارای 10 آسیاب آبی و چند کارخانه روغن گیری بود شاید این دهکده نام خود را از این ده آسیاب گرفته باشد در این سال ( 1321 ) سراسکند به مرکزیت منطقه هشترود تبدیل میشود و تا سال 1337 این بخش را از آن خود کرده است : در همین سال این منطقه به کوشش حسن آقا افتخار هشترودی به فرمانداری مبدل میشود

.

 

حوالی سال 1340 این شهرستان رضا شهر نامیده شد و در سال 1350 این شهرستان آذران نامیده شد شاید نام آذران به دلیل نزدیکی به آتشکده تخت سلیمان میباشد . زیرا در اوستا آذرگان ، آتشکده تخت سلیمان ، در آذربایجان ذکر گردیده است . بعد از آن نام این شهرستان هشترود شد این نام هم به دلیل جریان هشت رودخانه ، قرانقو – آیدوغموش – آجی چای – قلعه چای – قوری چای – لیلان چای – اجیرلو – قره قیه میباشد که از این شهرستان می گذشتند بنا بر نوشته ها قدیمی ترین منبع در باره این شهرستان تاریخ تحریر وصاف میباشد که نام این شهر در آن هشترود آمده است و اهالی هشترود در مورد وجه تسمیه مهم شهرستان میگویند : نام اصلی این محل سرکسن

( sarkasan ) بوده است . در زمان قدیم پادشاهی خونخوار بنام ضوهنگ zohang ( ضحاک ) در این مکان حکم می رانده است که به جادوی یک جادوگر دو مار بر روی دوشهای پدیدار میگردند . غذای مارها مغز انسان بوده که شهر فعلی در آن زمان کشتارگاه آن پادشاه بود که انسانها را از روستاها میاوردند و آنجا سر از تنشان جدا میکردند و مغزهای آنان را به ضحاک می فرستادند . روزی از روزها در روستای خورجستان آهنگری بوده که 5 فرزند داشته است که چهار تا از آنها را سر بریده اند و مغزها یشان را به مارهای ضحاک داده بودند وقتی نوبت به فرزند پنجم میرسد او درفشش را بر میدارد تا پسرش را آزاد کند وی به سوی قزوین میرود تا فریدون را بیاورد و ضحاک را سرنگون کرده و از تخت سلطنت پا ئین بیاورد و فریدون را بجای او به تخت کرسی بنشاند و فرزندش را آزاد کند . خلاصه فریدون را میاورد و ضحاک را به کمک مردم سرکوب میکنند وفریدون را به تخت میرسانند . البته دکتر غلامحسین یوسفی این داستان را به گونه ای زیبا شرح داده است . در سال 1321 هشترود به مرکزیت بخشداری منطقه هشترود و قوری چای انتخاب شد و ادارات دولتی از روستای آتش بیگ به روستای هشترود منتقل میشود .هشترود در زمانهای قدیم از لحاظ کشاورزی و باغات و دامها غنی بوده به طوری که در سال 1341 هشترود به عنوان انبار غله استان محسوب می شده است یعنی در این زمان کشاورزی تا این حد پیشرفت و رونق داشته است . در این شهرستان باغها و چمنزارهای وسیعی بوده که حتی وقتی که بعد از عهدنامه ننگین ترکمن چای عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه قاجار در روستای سراسکند با لشگریان خود در این محل اردو نمودند ودر این مکان پسر عباس میرزا با پسر حسین خان اربا ب آن زمان هشترود مبارزه می کنند و در این مسابقه شمشیر بازی پسر عباس میزا کشته میشود . عباس میرزا می گرید و حسین خان از ترس به پای عباس میرزا می افتد ولی عباس میرزابا کمال شهامت گفت : من برای پسرم نمی گریم بلکه متاسفم از اینکه چرا چنین جوانهایی در اینجا نگهداشته اید و ما در مقابل دشمن شکست خوردیم.

.


 
 
سردار شهید بابا ضیایی از شهرستان هشترود روستای قوبونقشلاقی
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٩/٢٦
 

عکس از شهید بابا ضیایی فرمانده رزمی ژاندارمری گردان

 ضربت محمدرسول الله آذربایجان غربی


 
 
سردار شهید بابا ضیایی در حال رفتن رژه نفراول از گردان ضربت محمد رسول الله
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٩
 


 
 
سردارشهید بابا ضیایی کفن پوشان و با دست بندقرمز رنگ در شهر قم و اعزام به جبهه63
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٩
 


 
 
مراسم تشیع پیکر سردار رشید اسلام شهید بابا ضیایی در شهر هشترود شهریورماه1366
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٩/۱٩
 

عکس شهید ضیایی اثری از استاد بطایی

 

 

 مراسم تشیع پیکر سردار رشید اسلام شهید بابا ضیایی فرمانده رزمی گردان ضربت محمد رسول الله آذربایجان غربی با حضور مقامات کشوری و لشگری و مردم بزرگوار شهرستان هشترود و روستای قویونقشلاقی در شهریور ماه 1366در شهر هشترودبرگزار شد .به گفته فرمانده ناحیه ژاندارمری وقت آذربایجان غربی شهید ضیایی بعد از شصت و دو عملیات ضربتی موفق در عملیات دره سرو به صورت کاملا نا جوانمردانه به دست منافقین کوردل به شهادت رسیدند.

 

روحش شاد و راهش پر رهرو

 

 

 

 


 
 
نوشته های بسیار زیبا برای زندگی
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٦/۱٦
 
 
 

مطالب خواندنی, زندگی زیباست

 

حرف هایی که میزنیم،،،، دست دارند!!!
دست های بلندی که گاهی، گلویی را می فشارند
و نفس فرد را می گیرند !!!
حرف هایی که میزنیم،،،پا دارند !!!
پاهای بزرگی که گاهی، جایشان را روی دلی می گذارند
و برای همیشه می مانند !!!
حرف هایی که میزنیم ،،، چشم دارند !!!
 چشم های سیاهی که،  گاهی به چشم های دیگران نگاه میکنند،
و آنها را در شرمی بیکران فرو میبرند !!!
پس مراقب حرفهایی که میزنیم باشیم
زیرا
سنجیده سخن گفتن از سکوت هم دشوار تر است !!!

 

 

مطالب خواندنی, زندگی زیباست

 

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می افته دولا میشن تا گردو رو بردارن، الماسه می افته تو شیب زمین، قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره، میدونی چی می مونه؟ یه آدم...، یه دهــــــن بـــاز....، یه گـــــــردوی پـــــوک .... و یه دنیـــــاحســـــــرت....،
 مواظب الماسهای زندگیمون باشیم، شاید به دلیل اینکه صاحبش هستیم وبودنش برامون عادی شده ارزشش رو از یاد بردیم.
 الماسهای زندگی: پدر ، مادر ،همسر،  فرزند،  سلامتی، سرفرازی، خانواده، دوستان خوب، کار، عشق و ...هستند.

 

مطالب خواندنی, زندگی زیباست

 

موفقیت هیچ رازی نداره
از تو شروع می شه
زمانی که تصمیم می گیری شرایطت رو تغییر بدی ، شاید به خیلی چیزا فکر کنی
به راهکارها
به مشکلات
و...
اما یه قانون بیشتر وجود نداره:
"موفقیت به سن ، وضعیت فعلیت ، وضعیت گذشته" تو هیچ ارتباطی نداره
دقت کن ، هیچ ارتباطی
موفقیت شجاعت و شهامت میخواد
خواستن و خواستن و خواستن میخواد
موفقیت ، در یک کلام ، تو رو میخواد
اینکه وقتی هزار نفر بهت میگن نمیتونی ، فقط یک جمله بهشون بگی :
"بشین و تماشا کن!"
آدمای رویا دزد ، همیشه وجود دارن.رویای خودت رو محکم نگه دار و براش تلاش کن

 

مطالب خواندنی, زندگی زیباست

 

امروزم بوی آرامش می دهد…
سپردن همه چیز به دستان گرم خدا…
بارانی که نم نم گونه هایت را ببوسد…
قدم زدن کنار کسانی که دوستشان داری…
دیدن دنیایی که خورشیدش هر صبح به تو سلام بدهد
ستاره هایش که به تو چشمک بزنند
و بگویند ؛
خودت را برای فردای بهتر آماده کن…
و مهم تر از همه،خدایی که هر روز حالت را از تو می پرسد…
من امروز زیباتر از هر روز نفس می کشم…
زیباتر از همیشه می بینم…
من امروز بهتر از همیشه زندگی می کنم
من احساسم را،
امروزم و خدایم را
بیش از همه دوست دارم...


 
 
سلام هشترود
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٢۱
 

سلام بر سرزمین کهن تاریخ .وسلام به سرزمین دلاوران وحماسه سازان

تاریخ .وسلام به دلاور مردان وشیرزنان .وسلام بی پایان به زحمتکشان و

کشاورزان که با کندن دل زمین برای استقلال کشورمان می کوشند. و

سلام به جوانان که با نیروی جوانی خو د به کار وتلاش وتحصیل مشغولند .

وسلام به پیرمردان وپیر زنان  که با وجو دخود صداقت ودینداری را برای ما زنده نگه میدارند.وسلام درود به  هشترود دارای هشت رود .سلام هشترود.


 
 
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود.....از ایرج میرزا
نویسنده : رشیدرمضانپور - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٩/٥
 

این شعر چقدر آشناست

 

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود

هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود



چوپانی این گله به گرگان بسپردند

این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟


 


رندان به چپاول سر این سفره نشستند

اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!



خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند

هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .



گفتند چنینیم و چنانیم دریغا ...

اینها همه لالایی خواباندن ما بود !



ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند

یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود !!!!!!!.


 
 
← صفحه بعد